ياكوب ادوارد پولاك ( مترجم : كيكاووس جهان دارى )

23

سفرنامه پولاك ( ايران و ايرانيان ) ( فارسى )

كودكان هم كه آنها را لاعن شعور به تقليد بزرگترها به كار مىبرند مىتوان شنيد . ايرانى بسيار مايل است كه اظهارات خود را به صورت مؤكد ذكر كند و البته اين كار به هيچ وجه ضامن صحت گفتار نيست . مثلا اغلب به سر على ، به سر محمد ، به سر شاه و غيره قسم مىخورد و به تكرار مىگويد و الله ، بالله تالله . بسيارى از سوگندها به‌حساب طرف مذاكره به كار برده مىشود مثل به سر شما كه اغلب استعمال دارد . به هنگام تصديق سر خود را به طريقى خاص تكان مىدهد . در مورد انكار سر خود را به بالا و عقب مىبرد و در عين حال لبها را جمع مىكند . خشم خود را معمولا با به كار بردن عبارت لا إله الا الله و تمجيد و اعجاب خود را با بارك الله ، آفرين ، هزار آفرين ، ما شاء الله بيان مىدارد . نژاد ترك - تاتار جمجمهء ترك - تاتارها در مقايسه با ايرانيها كمتر بيضى است ، صورت پهن‌تر و كم‌حالت‌تر ، ابروان كم‌قوس‌تر است و در بالا بهم برنيامده است . حدقهء چشمشان بدان ملاحت نيست . مژه‌ها قطورتر ، عدسى چشم قهوه‌اى و بينى آنها كوتاه و كلفت است ، چه در قسمت استخوان و چه در پره‌ها ؛ استخوان گونه و چانه‌ها پهن‌تر و عضلات رشد كرده‌تر ، لبها گوشت‌آلودتر ، اعضا و جوارح كمتر شكيل ، و استخوان‌بندى توپرتر و قوىتر است . قد و قواره معمولا از ايرانيها بلندتر ، استخوان‌بندى و عضلات نيرومندتر . ترك و تاتارها از نظر سجايا و خلق و خو بيشتر به عثمانيها شباهت دارند ، هرچند كه از فارسها نيز سهم بسزائى گرفته‌اند ؛ مردمى هستند نتراشيده و كمتر حيله‌گر و به‌هرحال دلير و مصمم ، به همين دليل تقريبا همهء سربازها از اين قبايل گرفته مىشوند . اينها فارسها را به داشتن صفت جبن تحقير مىكنند و به اصل و نسب ترك خود مىنازند ؛ مردمى آرام هستند ، ولى اگر كارشان به نزاع بكشد ديگر دو دل نمىمانند و براى حمله آماده‌اند . قضيهء زير كه من شاهد آن بودم مؤيد گفته‌هاى فوق است . يك فارس با يك نفر ترك دعوا داشت و هرچه فحش از دهانش بيرون آمد به وى گفت ؛ مرد ترك آرام نشسته بود و چپق خود را مىكشيد ، سرانجام چوب چپق را با دقت تمام از سر آن جدا كرد - گوئى كه مىخواست آن را پاك كند - و با چوب آن ضربه‌اى به سر فارس وارد آورد و درحالىكه فرياد مىكشيد كپى اوغلو دوباره سر جاى خود قرار گرفت ، به معاينه دسته چپق پرداخت كه مبادا زيانى ديده باشد و سپس به كشيدن چپق پرداخت . طورى كه گفتى هيچ اتفاقى نيفتاده است . اختلافى كه بين اين دو تيره وجود دارد ، حكومت را بر آن داشته كه افواج ترك را به نواحى فارس‌نشين و بخصوص به اصفهان و شيراز بفرستد . هنگامى كه در تابستان 1859 مقارن نيمه شب با مستخدم ارمنى خود از ميان چهارباغ مىگذشتم يك نفر از لوطيان با دشنه لبادهء مستخدم مرا پاره